مقدمه آیسنک از سال 1947 در ابتدا به دو عامل اساسی در سنجش شخصیت شامل روان آزرده گرایی و برون گرایی- دورن گرایی توجه داشت. وی پس از تأکید بر دو بُعد اولیه، بُعد سومی به آنها افزود و آن را روان گسسته گرایی نام نهاد. این سه عامل، نظریه اصلی آیسنک در شخصیت را تشکیل می دهند. آیسنک و لانگ (1986) خاطرنشان می کنند که در مطالعات آنها از فرهنگ های مختلف، شواهد فراوانی دال بر وجود این سه بُعد بدست آمده است (پروین و جان، 1386). ...
ادامه مطلب ...
شنبه 3 مهر 1395 ساعت 12:35